لینک فایل(دانلود تحقیق در موردبررسی عرفان های کاذب نوپدید)

دانلود تحقیق در موردبررسی عرفان های کاذب نوپدید|50528950|koe|لینک فایل|کِی اُ
دوست گرامی،در این پست توضیحات در مورد دانلود تحقیق در موردبررسی عرفان های کاذب نوپدیدرا مشاهده می نمایید .

نام فایل : بررسی عرفان های کاذب نوپدید


فرمت : .ppt


تعداد صفحه/اسلاید : 59


حجم : 3 مگابایت





بررسی عرفان های کاذب نوپدید
مفاهیم واصطلاحات
چيستي عرفان و اقسام و مشخصه های آنها
مهم‌ترين فرقه‌هاي جديد معنوي در ايران
راه‌هاي مقابله با عرفان های جعلی
تعريف عرفان
عرفان از ريشه معرفت و شناخت است و تعريف آن در حوزه اسلامي شناخت هستي با محوريت الله است؛
در شناخت هستي، دو روش کلی داريم كه يك روش آن فلسفي وعقلاني محض است و روش ديگر شهودي است كه در حقيقت از راه قلب و تهذيب نفس انجام مي شود.
ازنظر محتوا محوريت خداوند براي شناخت هستي، مهم ترين شاخصه و عنصر اساسي در عرفان اسلامي است، برخلاف ديگر عرفان ها كه ممكن است بيشتر به شناخت انسان توجه داشته باشد
ازنظر روش نيز شريعت مداري از شاخصه هاي اصلي عرفان اسلامي است؛ زيرا دست يابي به حقيقت، تنها از راه شريعت، شدني است.
تعريف معنويت:
«معنويت» از جهت اصطلاحي-انتزاعي عبارت است از:
«حالتي نفساني و ذومراتب است كه در ارتباط با خدا يا امر متعالي در روان خودآگاه و ناخودآگاه آدمي از طريق تعقل، جوشش دروني و عمل بيروني آگاهانه و يا ناآگاهانه پديد آمده و بر شيوة نظر و عمل او تأثير مي‌گذارد».
معنويت در لغت لاتين ( (Spirtuality است و به تقدس زندگى اشاره دارد. به اين معنا كه قلب خود را بگشاييم و ظرفيت تجربه عظمت، تقدّس و سپاسگزارى را در خود پرورش دهيم ، شور و شوق وجود را بشناسيم و خود را تسليم حقيقتى كنيم كه والاتر از ماست که اين حقيقت می تواند خداوند ويا غيرخداوند باشد.

عرفان حقيقي: شناخت شهودي خداي متعال، اسماء، صفات و افعال او؛
عرفان کاذب: هر نوع عرفاني که هدف آن چيزي غير از قرب الهي باشد و راه سلوکي آن نيز مورد تأييد دين نباشد؛
معنويت: (spiratuality) اصطلاحي جديد است؛ معاني بسيار متفاوت و حتي متعارض دارد. از ديدگاه غربيان، معنويت هر چيزي است که «شادي، آرامش و اميد به زندگي» را به ارمغان بياورد.
تفاو تهاى معنويت نوين و معنويت دينی
امروزه معنويت به لحاظ نقش بازدارنده‌اش از خطر و به لحاظ نقش انگيزاننده كه در جهت سودرسانی به انسان‌های ديگر دارد، بيش از گذشته موردتوجه واقع شده است.
در معنويت نوين، بحث «حقيقت» در ميان نيست، هرگونه تجربه عاطفى يا هيجانى شديد نسبت به هر موضوعى مى‏تواند معنويت به حساب آيد.
معنويت دينی
احساسی نفسانی ،توجهی عميق و ارتباط قلبی آگاهانه‏اى است كه انسان نسبت به حقايق متعالی وبالاتر از عالم ماده پيدا مى‏كند،که دررأس آنها مبدأوخالق ومدبرهستی«خدا» قراردارد . اين حالت در چارچوب ضوابط معين بر شيوه نظر وعمل انسان تأثيرمی گذارد وانگيزش وجوشش درونی وتکليف ايجاد می کند وبايدها ونبايدهايی را درابعادفردی واجتماعی برای اومطرح می سازد. درنتيجه اين حالت، انسان دروجودخويش نسبت به خدا،خود،ديگران وطبيعت احساس مسئوليت می کند و عقايد،اخلاق واعمالش را با انگيزه ها ومعيارهای الهی تطبيق می دهد.
تقسیم عرفان
عرفان اصیل : این عرفان چیزی در عرض دین نیست، بلکه عرفان داخل دین و وجه باطنی و درونی دین می باشد.

عرفان بدلی و کاذب : غیر دینی ( بشری ) اغلب منکر الهی بودن ادیان اند و یا تنها ابعادی از دین را می پذیرند.

شريعت گريزي؛ از ویژگیهای عرفان بدلی و کاذب است.
غایت عرفان اصیل : قرب الهی ، رسیدن به خداست.
ابزار: قلب و شناخت شهودي
چيستي عرفان و اقسام آن از ديدگاه استاد شهيد مطهري

به اعتقاد استاد مطهري ، عرفان با تصوّف فرق دارد و اوّلي را مقوله‏اي فرهنگي و دومي را اجتماعي مي‏داند

عرفاني كه شهيد مطهري از آن سخن مي‏گويد در بطن و متن آموزه‏هاي قرآني و حديثي و سنّت و سيره علمي وعملي معصومان‏عليهم السلام ريشه دارد و هماره فطرت انسان به چالش كشيده مي‏شود.

پس در عرفان از دو مقوله «خدا» «و انسان كامل» يعني توحيد و موحِّد سخن به ميان مي‏آيد كه «شهود توحيد» يا «توحيد شهودي» و راه‏رسيدن به مقام منيع توحيد ناب و عرفاني در منازل و مقامات تعريف‏پذير و تحقّق بردار است كه سالك بايد لزوماً درسير و سلوك به آن دست يابد

«توحيد عارف يعني طيّ طريق كردن و رسيدن به مرحله‏جز خدا هيچ نديدن». عرفان از منظر استاد، به دو بخش عرفان علمي و عرفان عملي ‏تقسيم‏پذير است
محال و بي‏معنا بودن عرفان منهاي مذهب‏
استاد مطهري به ممتنع بودن و بي‏معنا بودن عرفان منهاي مذهب اشاراتي دارد:

اخيراً به عرفان توجّه پيدا كرده‏اند از باب اين‏كه آن را فرهنگ انسانگرا مي‏دانند كه اساس عرفان، خدا آگاهي و تسليم به خدا است‏مي‏خواهند عرفان را از خدا جدا كنند و عرفانی هم باشند. خيلي عجيب است! من در نوشته‏هاي امروز ايراني‏ها مي‏بينم به عرفان گرايش‏پيدا كرده‏اند. عرفان منهاي خدا و مذهب! اين خيلي عجيب است! امكان ندارد.

امام باقرعليه‌السلام فرمود: «غَّرَبوا و شَرّقوا» (مجلسي،33/46 :1372) به غرب عالم برويد، به شرق عالم برويد آخرش بايد بياييد اين‏جا. زانو بزنيد تا حقيقت را بفهميد.
استعمار و عرفانهای نوپدید و معنویتهای بدلی
استعمار در طول تاريخ خود همواره يكي از راهبردهايي را كه براي مقابله با فرهنگ ها و ملتهاي جهان بكار گرفته است، راهبرد انحراف روحيه معنويت خواهي در قالب نحله هاي مختلف عرفاني بوده است.

بشر غربي در جستجوي راهي بود كه بتواند به پرسش هاي اساسي زندگي اش پاسخ بگويد و عالم را برايش معنادار كند، اما آنچه كه اين مكاتب عرفاني به او دادند، تنها يك نوع معنويت گرايي زميني است كه به هيچ غايت بالاتري ختم نمي شود.


همفر جاسوس معروف انگلیس می نویسد:
آنچه وزارت مستعمرات انگلیس به هنگام اعزام به شرق به من توصیه نمود عبارت بوده از:
• گسترش همه جانبه مراکز درویش پروری همانند خانقاه‌ها و تکثیر و انتشار رساله ها و کتابهایی که مردم عوام را به روی گرداندن از دنیا و مافیها، گوشه گیری و مردم گریزی سوق می دهد؛ مانند کتاب احیاء العلوم غزالی، مثنوی مولوی، و کتابهای محی الدین عربی.

دستهاي ناپيدا- خاطرات مستر همفر صفحه 64 نشر گلستان کوثر

دلایل رجعت غرب به معنویت وعرفان
1 - سرخوردگی انسان از مدرنیته و عقل ابزاری مدرن

2 - اثبات نادرستی فلسفه های معنویت ستیز همچون پوزیتویسم در نیمه دوم قرن بیستم

3 - فروپاشی نظام های سیاسی معنویت ستیزمثل شورو ی

4- ارائه عرفان ومعنویت ناب اسلام به دنيا در پرتو انقلاب اسلامي و احساس خطر غرب
امتيازات عرفان ناب و اصيل اسلامي

....